امروز : جمعه, 26 آبان 1396
5 اشتباه بزرگی که ممکن است به قیمت میلیون ها دلار تمام شود
3/50 امتیاز از 12 رای
 تکنولوژی  |     |   183

من تیموتی سایکز (Timothy Sykes) کارآفرین و کارشناس سرمایه گذاری هستم. در شبکه های سی ان ان، فاکس نیوز، سی ان بی سی فعالیت کرده و در موسسات معتبری همچون دانشگاه هاروارد به ارائه سخنرانی می پردازم.

در شرایط کاری که من در آن قرار دارم، زندگی کاملا خوب است. زیرا که من یک مولتی میلیونر هستم. می توانم به سفر دور دنیا بروم و هرچه دوست دارم انجام دهم. من به جایگاهی که به وسیله شغل خود به آن دست یافته ام و دستاوردهایی که در این مسیر کسب کرده ام، افتخار می کنم. اگرچه دستاوردهای بسیاری در مسیر شغلی خود به دست آورده ام، اما اشتباهات زیادی نیز مرتکب شده ام.

شخصا معتقدم، یکی از چیزهایی که مرا به معلمی اثربخش تبدیل کرده است، تعامل آزادانه من با دانشجویان است. من می خواهم به قدر توان خویش به انسان ها کمک کنم و از دانشجویان خود افرادی میلیونر بسازم. به همین دلیل است که تلاش می کنم دانشجویانم تنها موفقیت های مرا سرلوحه عمل خود نسازند، بلکه از شکست ها و اشتباهات من نیز در مسیر زندگی کاری درس بگیرند. در این جا تعدادی از بزرگترین اشتباهاتی که شخصا به آن ها دچار شده ام را به همراه چگونگی اجتناب از آن ها ارائه داده ام. به اعتقاد من هر کارآفرین مشتاقی می تواند از خطاهای من درس بگیرد و اهمیتی ندارد که آن ها در چه صنعتی مشغول به فعالیت هستند.

خودپسندی بسیار در اثر اولین پیروزی

اگر اولین پیروزی خود را به دست آورید، برای شما حیرت آور و بسیار بزرگ خواهد بود. این وضعیت می تواند صخره ای بزرگ در برابر راه آینده شما باشد. نکته مهم در این جا، نحوه تعامل شما با این پیروزی است. زمانی که من توانستم به سرمایه ای بیش از یک میلیون دلار دست پیدا کنم، هنوز تحصیلات دانشگاهی خود را به اتمام نرسانده بودم. در نتیجه بسیار مغرور و از خودراضی شدم. خود را بسیار موفق می دانستم و به همین ترتیب خود را در معرض شکست قرار دادم.

اگر کتاب من (صندوق سرمایه گذاری آمریکایی: چگونه من به ۲ میلیون دلار به عنوان اپراتور سهام دست یافتم و یک صندوق سرمایه گذاری تاسیس نمودم.) را بخوانید، خواهید دانست که من در ابتدا، بر روی آهنگی از موفقیت بودم و به سود مالی قابل توجهی در شروع راه خود دست یافتم. همین امر دلیلی برای اعتماد به نفس بیش از حد من شد. این اعتماد به نفس کاذب، مرا در معرض یکی از بزرگترین اشتباهات شغلی ام قرار داد.

من نام این اشتباه را سهام قاتل صندوق سرمایه گذاری می گذارم. این اتفاق یکی از بزرگترین ضربات را به من وارد کرد. من فکر می کردم که شکست ناپذیرم. زیرا مطمئن بودم که همه چیز را می دانم. در نتیجه من در شرکتی کوچک با حجم عظیمی از تعهدات، خسته و سرخورده شدم. تکنولوژی به شدت رونق پیدا کرد، من ورشکسته شدم و باقی ماجراها نیز دیگر مشخص است.

به دست آوردن توجهات به قیمت خراب کردن پل های پشت سر

رسانه های اجتماعی بسیار مهم هستند. شما باید از رسانه های اجتماعی به منظور بسط دادن دسترسی خود به مشتریان و ذی نفعان و توسعه کسب و کارتان بهره ببرید. توجه به رسانه های اجتماعی مهم است، اما شما باید از درستی نوع توجه تان به این موضوع اطمینان حاصل کنید. زمانی که من مشغول توسعه کانال اجتماعی خود شدم، کم کم به شناخت اجتماعی مورد نظر خود دست یافتم. اما رویه ای که با موضوعات مورد بحث انتخاب کردم، همیشه شبکه های بزرگ مالی را به خشم می آورد.

می توان نام این کار را جوانی کردن گذاشت اما در نهایت این کار یک حماقت بود. این کار بسیار ابلهانه و عمل بر اساس آن از سر ناپختگی بود. به هر حال من این کار را انجام دادم و هزینه آن را نیز پرداختم. شما می توانید نظرات خود را به شیوه ای برازنده و حرفه ای بیان کنید. نیازی نیست هنگام بیان نظرتان، پل های پشت سر خود را خراب کنید. اگر در ابراز نظر کارشناسی، حق با شما باشد، به موقع خود، توجهی را که در جستجوی آن هستید به دست خواهید آورد.

اطمینان بیش از حد به سرمایه گذاری بر روی هر شخص یا شرکت

پیش از این درباره ورشکستگی شرکت تامین سرمایه گذاری خود سخن گفتم. متاسفانه در آن زمان من با یک سرمایه گذاری اشتباه، حدود ۵۰۰ هزار دلار زیان دیدم. این یک ضرر بزرگ و خطای عظیم بود. اما به من آموخت که حتی اگر شما به قسمتی از یک فناوری یا ایده اطمینان دارید، به معنای آن نیست که می توانید به شرکت صاحب آن ایده یا فناوری اطمینان کنید. به علاوه نباید انتظار داشته باشید که هر شرکتی شما بر روی آن سرمایه گذاری می کنید، در نهایت به یک پیروز بزرگ مبدل شود.

بیشتر شرکت های کوچک دچار شکست می شوند. تهدیداتی که بر علیه سرمایه گذاری شما به وجود می آید را بپذیرید و مرتکب ریسک های بسیار بزرگ نشوید. این درس را زمانی گرفتم که تخم مرغ های زیادی را در سبد یک شرکت گذاشتم. این آموزه را هر کارآفرین و سرمایه گذاری باید در نظر داشته باشد.

بی احترامی به مشتریان

بی احترامی به مشتریان اشتباه بزرگی است که اقرار به آن برای من بسیار سخت است. این درس سختی است که باید آموخت. من به خوبی به چالش های مشتریان و تبلیغات مورد نیاز برای فروش واکنش نشان می دهم. زمانی که برای اولین بار شروع به درس دادن کردم، تلاش کردم تا این طرز برخورد و نگرش را به دانشجویان خود القا کنم. من به عنوان یک معلم، به طور کلی، به سختی دانشجویان (مشتریان) خود را ترغیب به پیشرفت می کنم و بر آن ها سخت می گیرم. زیرا پتانسیل زیادی در بسیاری از دانشجویان خود می بینم و در نتیجه انتظار پیشرفت زیادی از آنان دارم. البته دلیل دیگری نیز برای این کار خود دارم. گاهی اوقات افراد، تنها، به ترغیب و فشار در جهت صحیح، برای رسیدن به پیروزی نیاز دارند.

متاسفانه مرز ظریفی میان ایجاد فشار صحیح بر روی افراد و توهین به آن ها وجود دارد. گاهی من نیز از این مرز عبور کرده ام و فشار بسیار زیادی بر روی بعضی دانشجویان خود وارد آورد ه ام. مشتریان شما، آینده شرکت شما هستند. همیشه با آن ها با احترام رفتار کنید. مهم نیست در چه موقعیتی قرار دارید.

همگام نشدن سریع با روندهای جدید

باید اقرار کنم، در مواجهه با روندهای جدیدی که پیش می آیند، فردی کند هستم. من در برابر آیفون، اسنپ شات، اینستاگرام، پینترست و پریسکوپ، به مدت زیادی مقاومت کردم. بالاخره در مورد همه این موارد، من مسیر خود را تغییر دادم. اما در ابتدا به سختی می توانستم این تکنولوژی ها را پذیرا باشم. در نهایت همین تعلل در پذیرش تکنولوژی باعث شد تا زمان زیادی را از دست بدهم. شما بالاخره باید با تغییرات سازگار شوید. از این که به سرعت، با اتفاقات دنیای اطراف خود هماهنگ شوید امتناع نکنید و از تغییرات نترسید.


برچسب ها :  

نظر خود را به اشتراک بگذارید