امروز : شنبه, 13 آذر 1395
جاناتان آیو از تلاش تازه اپل می گوید؛ چرا یک کتاب؟
4/00 امتیاز از 1 رای
 کسب و کار  |     |   26

معدود شرکت هایی وجود دارند (البته اگر بخواهیم به لحاظ مقیاس بگوییم هیچ شرکتی) که به اندازه اپل روی مقوله طراحی و فرهنگ آن در محصولات و فرایندهای کاری شان تاکید دارند. این کمپانی حدودا بیست سالی می شود که با محصولات خود در زندگی مان حضور دارد و به حق می توان گفت که تولیداتش، طراحی شان و کارکردهایی که از خود به نمایش می گذارند نحوه تعاملات مان با دیگران و البته جهان پیرامون را دستخوش تغییراتی مهم کرده است.

حتما با جاناتان (جانی) آیو آشنایی دارید. او که به عنوان طراح ارشد محصولات اپل در این شرکت به ایفای نقش می پردازد از سال ۱۹۹۲ میلادی به این کمپانی پیوسته به نوعی مسئولیت و وظیفه اصلی را برای شکل دهی به زندگی میلیون ها خریدار محصولات آن بر عهده داشته است.

همانطور که احتمالا در خبرها خوانده اید، این شرکت چندی قبل کتابی تحت عنوان «Designed by Apple in California» یا طراحی شده توسط اپل در کالیفرنیا را معرفی کرد که در اصل کتابی مشتمل بر ۴۵۰ صفحه حاوی تصاویر محصولاتی است که از استودیوی طراحی آن به بیرون می آیند.

این کتاب که تحت لیسانس اندرو زاکرمن عکاس مطرح منتشر و با دقت روی بهترین کاغذ سفارشی چاپ شده در اصل زائیده ذهن مهندسان طراح اپل است که هرچند وقت یک بار ایده هایشان را در قالب محصولی تازه ارائه می کنند.

در این کتاب می توان نگاهی انداخت به فرایند طراحی یک محصول، تلاش های مهندسی انجام گرفته روی آن، انتخاب مواد به کار رفته برای ساخت و البته سلسله مراتب اشکال و تکنولوژی های به خدمت گرفته شده در آنها.

اما علاوه بر داخل و خارج محصولات می توان در این کتاب نگاهی هم داشت به ابزارهایی که در ساخت آنها مورد استفاده قرار می گیرند؛ این کتاب در واقع تلاشی است برای نشان دادن این نکته که طراحی در تمامی جنبه های ساخت یک محصول در نظر گرفته می شوند، حتی در طراحی ابزارهایی که برای طراحی ابزارهای مورد نیاز برای ساخت محصولات اپل مورد استفاده قرار می گیرند.

در توضیحات ذکر شده برای این تصاویر از عبارت هایی نظیر «شعر مصور» بهره گرفته شده؛ زبان آهنگین مهندسی که سطح دقت به کار رفته در مراحل طراحی محصولات اپل را به تصویر می کشند و این شرکت را به اسطوره ای در این حوزه بدل می کنند.

به همین خاطر آیو (که این کتاب را به استیو جابز تقدیم نموده) در دیپاچه اش اینطور آورده: «باور دارم همانطور که کمترین بی دقتی از نظر ما پنهان نمی ماند و به آن دقت می کنیم، مردم نیز این دقت را در محصولاتمان احساس می کنند. ما آنهایی که در ساخت محصولات نقش دارند را احساس می کنیم، مردمی که صرفا به ساخت یک کالا نمی اندیشند و کوچک ترین جزئیات نادیده در کنار کارکرد اصلی دستگاه برایشان اهمیت دارد».

جانی آیو در همین رابطه مصاحبه ای با خبرنگار نشریه Daze انجام داده که در ادامه از شما دعوت می کنیم از نظر بگذرانید.

جاناتان آیو از تلاش تازه اپل می گوید؛ چرا یک کتاب؟

چرا کتاب و چرا حالا؟

ما این پروژه را حدودا هشت سال پیش شروع کردیم با این حس که موظف هستیم آرشیوی از ساخته هایمان تا به امروز را تهیه نماییم. اگر بخواهم صادق باشم تهیه این کتاب بیشتر نوعی اجبار و الزام بود تا علاقمندی. علت این مساله هم (که البته به اعتقادم دلیل خوبی است) آن بود که ما به عنوان طراح بیشتر چشم به آینده داریم و به چیزهایی که هنوز وجود خارجی ندارند فکر می کنیم. اما حالا ۲۰ یا ۲۵ سالی می شود که با هم کار می کنیم و در این برهه انتشار چنین کتابی عقلانی ترین کار ممکن بود. به این طریق شما به عنوان مخاطب می توانید به نوعی آنچه ما در قالب یک تیم فرا گرفته ایم را درک کنید و به چشم انداز خوبی در مورد نحوه تکامل تکنولوژی دست پیدا کنید.

تهیه این کتاب بیشتر نوعی اجبار و الزام بود تا علاقمندی

شما در بخش مقدمه کتاب از تقلای همیشگی تان برای ایجاد طرح های ساده حرف زده اید. مفهوم سادگی از نظرتان چیست؟

ما در واقع تلاش می کنیم به نقطه ای برسیم که مطمئن شویم طرح مان قبلا ارائه نشده و تغییر دادن آن نیز غیرممکن به نظر برسد که البته رسیدن به این نقطه هم بسیار دشوار است. به نظرم اینکه کاری کنیم محصولی ساده به نظر بیاید بسیار آسان است؛ برخی اشیاء به خودی خود ساده هستند اما کارکرد و معماری داخلی شان اینگونه نیست. ما سادگی ذاتی یک شی را که در وهله نخست هم با معماری آن آغاز می شود حس می کنیم. یکی از وظایف مان هم این است که نظم و ترتیب را به بی نظمی ها و پیچیدگی ها بیاوریم. اگر در طراحی یک محصول صرفا تلاش شود که ساده دیده شودآنگاه شما به عنوان کاربر بارها و بارها متوجه می شوید که این مساله دیگر کارکردهای دستگاه را نیز تحت تاثیر قرار داده. به اعتقاد من این وظیفه طراح است که کالایی عاری از پیچیدگی بسازد و مشکلی که به آن اشاره نمودم را رفع نماید. به نظرم این مساله خیلی اهمیت دارد.

جاناتان آیو از تلاش تازه اپل می گوید؛ چرا یک کتاب؟

عنوان کاری شما در اپل «مدیر ارشد طراحی» است در حالی که روی اینترفیس انسانی محصولات این شرکت نیز نظارت دارید. منظور از اینترفیس انسانی دقیقا چیست؟

من تیم طراح صنعتی را دور هم جمع کردم و این کاری است که در ۲۵ سال گذشته بر عهده ام بوده اما این اواخر از من خواسته شد که تیم طراح اینترفیس انسانی را نیز گرد هم بیاورم و خودم مدیریتش را عهده دار شوم. البته در تیم طراحی هم مسئولیت هایم زیاد است اما از این کار لذت می برم و همواره امید داشته ام تیمی بسازم که فرهنگی غنی در زمینه طراحی دارد.

از جمله ویژگی های شخصیتی بارز من «تشنه بودن برای یادگیری» است و البته پیگیری ام برای این مساله. به نظرم یکی از مشخصه های منحصر به فرد اپل که همه نیز آن را می پذیرند چندین دهه تجربه و تلاش آن در جهت ایجاد فرهنگی مشتمل بر مقوله سخت افزاری و نرم افزاری است. ما قادریم نرم افزار و سخت افزاری بسازیم که با یکدیگری در هم تنیده شده اند و تجربه ای یکپارچه را به کاربر می دهند؛ آیفون تنها به این خاطر به موفقیت رسید که سخت افزار و نرم افزارش با هم طراحی و توسعه یافتند. بخش جالب توجه ماجرا این است که در اپل حتی عجیب ترین و ناپخته ترین ایده ها هم ممکن است که به ساخت محصولی قدرتمند و تاثیر گذار منجر شوند. در طول فرایند طراحی آیفون ما مراحل زیادی را پشت سر گذاشتیم و مجبور بودیم مسائل مختلفی را حل کنیم و واقعا در برهه ای تصور می کردیم که ساخت چنین محصولی عملیاتی نیست و کار نخواهد کرد.

بارها و بارها در مصاحبه هایتان گفته اید که چون نمی دانستید اینترفیس مالتی تاچ آیفون را چطور طراحی کنید، شماره گیری با گوش را برای آن در نظر گرفته بودید.

در برهه ای اینطور به نظر می رسید که آیفون به عنوان محصولی که بتوان مقابل گوش و صورت قرارش دارد با نقص هایی بنیادین و جدی روبروست و باید ایده کلی آن مورد بازنگری قرار می گرفت. لذا بارها و بارها به این نتیجه رسیدیم که تنها راه برای حل مشکل صرفا به سخت افزار دستگاه وابسته نبود و از طرفی تکیه صرف روی نرم افزار هم کارمان را راه نمی انداخت. به همین خاطر بر آن شدیم که پروسه طراحی و توسعه این دو مقوله را همزمان با هم انجام دهیم.

جاناتان آیو از تلاش تازه اپل می گوید؛ چرا یک کتاب؟

در کتابی که به تازگی منتشر کرده اید به راحتی می توان جهش های تکاملی را در محصولات اپل دید؛ بدنه دستگاه ها باریک تر شده و همزمان بهینه تر شده اند و در نهایت هم به قلم می رسیم که تقریبا شبیه علامت تعجب است. پیشتر گفته بودید وقتی این قلم را در دست می گیرید به شدت برایتان آشناست.

بله معتقدم این یکی از کارهایی است که صنعت طراحی می تواند انجام دهد؛ یعنی ساخت اشیایی فیزیکی با چشم انداز آینده که می توانند حس آشنا بودن را به کاربر بدهند.

به نظرتان در حوزه تکامل طراحی و تکنولوژی مواد سرعت پیشرفت زیاد است یا کم؟

مشکل اینجاست که اتفاقات با سرعت های مختلفی رخ می دهند. برخی تکنولوژی ها با چنان سرعتی در حال پیشرفت هستند که مهار کردن توانمندی هایشان و تبدیل نمودن آنها به یک محصول شگفت آور نیازمند پیشرفت در فناوری های دیگر آن هم با نرخی مشابه است. مشکل اینجاست که این امر اتفاق نمی افتد.

به بیان دیگر ممکن است لازم باشد در برخی حوزه ها تلاش های نامتناسی انجام شوند تا در حوزه دیگر یک گام به جلو حرکت کنیم و پیشرفتی که شاید در نگاه نخست ناچیز به نظر بیاید ممکن است به صرف هزینه و زحمت بیش از اندازه ای نیاز داشته باشد. در مقابل حوزه هایی هم هستند که پیشرفت های قابل توجهی را به خود می بینند اما به اعتقادم چالش کلی این است که سرعت پیشرفت در حوزه های مختلف یکسان نیست.

آنچه ما شاهدش بوده ایم اشتهایی وصف ناپذیر برای پیشرفت بوده. در ده سال اخیر خود من به شدت علاقه ای وافر به پیشرفت های تازه داشته ام و البته نباید از یاد برد که جدید بودن صرفا به معنای بهتر بودن نیست. ابداع و ارائه چیزهای جدید و متفاوت هم کار واقعا ساده ایست. ما می توانیم ظرف چند ساعت این کار را انجام دهیم اما بخش دشوار ماجرا ارائه محصولی تازه و در عین حال بهتر است.

کتاب را به استیو جابز تقدیم کرده اید. آیا اصول خاصی وجود دارند که به او به شما آموزش داده باشد و بخواهید به دیگران انتقالش دهید؟

مساله به نوعی از اصل هم فراتر می رود. موضوع به نحوه کار کردن ما با هم، رویکرد و نگرش کلی مان نسبت به کار ارتباط پیدا می کند. همه چیز از کالا شروع شده و به آن ختم می گردد و اگر تمام تمرکزتان روی ایجاد بهترین محصول باشد آنگاه کلیه مسائل دیگر به خودی خود حل می شوند. استیو مرد فوق العاده ای بود. ما باید هر روز ساعت ها با هم کار می کردیم.

آیا هنوز هم احساس می کنید پروسه طراحی محصولات همانطوری است که با استیو در موردش حرف می زدید و رویایش را داشتید؟

نکته خوبی است. جواب به پاسخ قبلی ام مربوط می شود؛ بخش نامحسوسی در اصول ما وجود دارد: اینکه در زمان طراحی معمولا به خود می گوییم: نوعی تکنولوژی با یک کارایی مشخص وجود دارد و این یعنی می توانیم فلان کار را با آن انجام دهیم اما هنوز زمانش نرسیده زیرا فناوری های A، B، و C را برای این منظور در اختیار نداریم یا ماده ای را می خواهیم که وجود خارجی ندارد. به همین خاطر آن مبحث را کنار می گذاریم با این فرض که بالاخره روزی شرایط برای تحقق ایده مان فراهم میگردد. مواردی هم پیش آمده که نمونه اولیه از یک طرح را ساخته اما نتوانسته ایم کاملش کنیم. در واقع سوال این نیست که آیا کلیت یک موضوع درست است یا خیر پرسش این است که آن ایده چه زمانی رنگ واقعیت به خود می گیرد.

جاناتان آیو از تلاش تازه اپل می گوید؛ چرا یک کتاب؟

وقتی در رویای آینده سیر نمی کنید چه چیز شما را آرام می کند؟

معمولا یک فنجان چای می نوشم، موزیکی را پخش می کنم و روی صندلی ام لم می دهم. تفریح خیلی لوکسی است!

Vinyl، سی دی یا MP3؟

Vinyl

در بخش مقدمه کتاب از کلمه «احساس» استفاده نکرده اید و در مقابل بیشتر عبارت «توجه و دقت» را به کار برده اید. هدفتان چیست؟

این کار عمدی بوده. معتقدم اگر چیزی را برای برانگیختن احساس کاربران طراحی کنیم به سرعت محبوبیت خود را از دست می دهد.

یعنی دچار غرور می شوید؟

بله اینطور فکر میکنم. من معتقدم پاسخ احساسی شما به چیزی که ما ساخته ایم نوعی پیامد است و اگر بخواهم واضح تر بگویم پیامدی که ما تعریفش می کنیم. در عین حال بسیاری گفته اند که محصولات ما نمادین هستند و به یاد می مانند. این را ما نباید بگوییم. گاهی اوقات یک محصول نوعی اهمیت فرهنگی پیدا می کند و اینکه برخی لقب نمادین را به آن می دهند قابل درک و صحیح است اما این را ما نباید بگوییم. در عین حال هم طراحی نمی کنیم که احساسات مردم را تحریک کنیم و در مقابل امیدوارم مردم نوعی ارتباط با محصولات ما برقرار کنند که این ارتباط نیز به میزان زیادی حسی است. اما کلی بگویم هیچ وقت دوست نداشتم بگویم محصولات احساسی طراحی می کنیم.

آیفونی که در صفحه ۱۳۵ کتاب تصویرش منتشر شده متعلق به کیست؟ همان موبایلی که بعد از «سال ها استفاده بد» عکسش را منتشر کرده اید.

آیفون متعلق به ایوان هنک است، یکی از طراحان داخل استودیو. جالب نیست؟ او وسایلش را نابود می کند اما به نظرم این آیفون برای خودش جذابیت هم داشت و به همین خاطر تصویرش را در کتاب گذاشتم.


برچسب ها :  

نظر خود را به اشتراک بگذارید